احمد بن محمد ميبدى

359

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

و بنهد ، آن قدم به زبان حال او را لعنت كند ! و كس هست كه هر قدم برگيرد آن قدم از عالم دوستى خليل و كرامت كليم و اندوه و شادى يحيى زكريّا خبر مىدهد ! و در جهان هيچ قدمى عزيزتر از قدم حرمت نيست ، آنان به خدمت به بهشت روند و نعمت يابند و به حرمت به رضا و لقا رسند و به راز ولىنعمت دست يابند ! عربى را ديدند با چهرهء سياه و دلى چون ماه ، خانهء كعبه را طواف مىكرد ، چون به سنگ سياه رسيد خواست دهانى بران سنگ سياه نهد ، از راه حرمت ، قدم خود فروكوفت ، ناگاه صورت خود را در سنگ سياه چنان كه بود سياه ديد نعره‌اى بركشيده و گفت : اى واى كه در هر دوجهان روسياهم ! اين بگفت و جان تسليم كرد ! و روز قيامت كه عالم صفت است است نه جهان صورت ، آن عرب را مانند بلال سياه حبشى بينى كه روى چون ماه از صفت بر روى تافته و صورت به رنك صفت گشته ! و در حق او گويند : آن سياهى كز پى ناموس حق ناقوس زد * در عرب بو الليل بود ، اندر قيامت بو النهار باش تا كلّ يا بى آنها را كه امروزند جزء * باش تا گل يا بى آنها را كه امروزند خار ! تفسير لفظى [ آيات 38 الى 59 ] 38 - وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ . آن مردى ( از قوم فرعون ) كه گرويده بود ، گفت : اى كسان من مرا پيروى كنيد تا راه رستگارى را به شما بنمايم . 39 - يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ . اى قوم و خويش من زندگانى اين جهانى ، روزى فرا روزى به سر بردن است و ناپاينده ! و سراى آرام و پاينده سراى آخرت است . 40 - مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ . هركه بدى كند ، او را پاداش ندهند مگر همچنان‌كه كرده ! و هركس كار نيك كند از نرينه و مادينه و او با ايمان باشد ، آنان وارد بهشت مىشوند ، و به آنها بىشمار روز مىدهند . 41 - وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ . ( مؤمن آل فرعون گفت ) اى خويشان من ، اين چون است حال مرا كه شما را بسوى نجات و رهائى مىخوانم و شما مرا به آتش دعوت مىكنيد ! ؟ 42 - تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ . شما مرا مىخوانيد كه به خداى يگانه كافر شوم و براى او انباز گيرم ! چيزى را كه من او را انباز ندانم ، و من شما را به كسى مىخوانم كه به توانائى تاونده و آمرزگارى بسيار آمرزنده است . 43 - لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ . اكنون ناچار ، آنچه شما مرا به آن مىخوانيد او را اين حق و شايستگى نيست كه كسى را به پرستش دعوت كند ، چه در اين جهان و چه در جهان ديگر ! و به راستى باز گرديدن همه ماها بسوى خداى يگانه است و گزاف‌كاران همگى ياران آتشند ! 44 - فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ . آرى ،